داستان شفیعی کدکنی بخاطر عصمت اسماعیلی

بوسیله گزارش ایسنا، این شعر که با نام «فصل عبور صنوبر» در صفحه ای اینستاگرامی به اشتهار محمدرضا شفیعی کدکنی منتشر شده است درون پی می آید: 

بارانَکی خُرد می بارد و باز
پیشانی ابری تو
آید به یادم در آن صبحگاهانِ اندوه
آن صبحگاهان، که در شامِ میهن
بر دوشِ تفکر باری گرانند.

هنگامۀ عمر-اجل
می خوانْد سوی کدامت؟
رفتی به قربانگه و بازگشتی
همچون خداوندِ نامت
آن قصّه ها و آرزوها
دَستان سرایانِ آن داستانند.

ای دخترِ شیخِ مکاشفه!
با عقلِ سرخت بوسیله میراث
راهِ زمستانی ما
فصلِ عبورِ صنوبر زِ دهلیزِ خزان-
لغزنده و شیبناک است
آن تجهیزات هایی که از شاخه ها اوفتادند
خود رازدارانِ آن ارغوانند.

در ایستاده، روانی، چو شمشاد
سوی شکوهِ شکیب خویش
لبخندِ معصومِ انباشته عصمتِ دختری مسرور
مصلوب بر دارِ دانایی دوست
داناییی کاندرین روزگارانِ زخمی
پرسنل از آن خسته
پرسنل از آن پیاده شدن کرانند.

رفتی تو امّا نرفتی
تا یک تَنْ ایرانی، اینجا
بر روی سیّارۀ ما،
پاینده ست
در آرزوهای خویشتن زنده ای
آرزوهای داخل جاودانند.

آن اورمزدی صداها
آن آرزوهای میهن
هرچند هرگز مجالی نیابند
و دانند
آن آرزوها
وآن صوت ها
وآن صداها
کاندیشه را ترجمانند.

عصمت اسماعیلی، استاد واژه و ادبیات فارسی و تن هیئت علمی دانشگاه سمنان بود. کتاب «آموزش تعبیر فارسی به مجارستانی ها» از آثار به جامانده از اوست که سر ویراستاری بخش فارسی و تالیف قدری از متون فارسی آن را برعهده داشت. اسماعیلی در اردیبهشت ماه ۹۹ بوسیله برهان ابتلا به ویروس کرونا درگذشت. 

انتهای پیام